بیداله خانی(1389) در پژوهشی به بررسی مفهوم شناسی امت واحده از واگرایی تا همگرایی جهان اسلام می پردازد. او بیان می دارد امت واحده طرحی است که قران برای اسایش و صلح بشری ریخته است این طرح لزوم شناخت مسلمانان و برادری و برابری آنها را در سایه وحدت و جهانی پر ازصلح و عده می دهد امت اصطلاحی قرانی و دینی است که هم زمان برای دین اسلامی رواج یافته است و در فرهنگ غربی هیچ سابقه ای ندارد ذکر اصطلاحی این مفهوم انسان مسلمان را به طرف پیشبرد هدف ایده ال خود یعنی همان جامعه پرازصلح و دوستی و برابری که در آن تمام انسانها بدون در نظر گرفتن رنگ عقیده و نژاد با هم برابر هستند به پیش میبرد در دنیای امروز واژه امت در اصطلاح همگرایی در ابعاد مختلف به کار می رود همگرایی در واقع اساس و پایه ای از همان الگوی امت واحده است که در دنیای امروز در سازمان های مختلف تجلی پیدا می کند مسلمانان با توجه به کتاب و سنت و سیره عملی پیشینیان و تجربه ای که در این امر داشته اند باید دراین زمینه پیشتاز بوده باشند اما نگاهی به ساختار دولت – ملتهای امروزی مسلمان این فرض را ابطال می کند چرا که آنها با توجه به تجربیاتی که قران برای آنها گذاشته نه تنها به همگرایی قابل قبولی نرسیده اند بلکه کشورهای مسلمان از واگرایانه ترین کشورها در عرصه همکاریهای جمعی با یکدیگر هستند(بیداله خانی، 1389، ص1).
ثریا یوسفی و همکاران(1389) در تحقیقی به بررسی ژئوپلیتیک، بعنوان سازه ای برای همگرایی کشورهای جهان اسلام پرداختند. آنها بیان داشتند اگرچه جهان اسلام دامنه ای فراتر از مرزهای رسمی دارد امّا برنامه ریزی های جغرافیایی براساس واقعیت های موجود و تاثیر فعل و انفعالات سیاسی و ژئوپلیتیکی شکل می گیرد. امروزه نیز شناخت و تحلیل مناسب از وضعیت سیاسی و جغرافیایی می تواند تثبیت کننده منافع کشورها باشد، زیرا دیگر چون گذشته گسنرش قلمرو ملاک برتری نیست. با تجزیه و تحلیل اوضاع کشورها در جهان اسلام آنچه که به نظر می رسد آن است که کلیت جهان اسلام را نمی توان به منزله یک منطقه جغرافیایی تقسیم بندی و سازکارهای نیل به سمت منطقه ژئوپلیتیک را اعمال نمود، زیرا ناهماهنگی جغرافیایی از جمله دلالیل این عدم تقسیم بندی کلی محسوب می شود. به همین دلیل تاکید بر اصلاح ساختارهای موجود و شناسایی اهداف اشتراکی جدید می تواند منافع ملی هر یک از کشورهای اسلامی را تامین نماید، در واقع مکملیت زنجیره وار، زمینه ساز ایجاد همگرایی های جدید است که نه فقط با دیدگاه سیاسی بلکه با دیدگاه اقتصادی قابل توجیه می باشد. تعریف اهداف مشترک اقتصادی در هر یک از مناطق به گونه ای که کشورها اصل شراکت در منافع را بر اصل رقابت های سیاسی صرف ترجیح دهند در واقع گامی برای تثبیت منطقه ژئوپلیتیک و نیل به سوی سازه های منطقه ای ژئوپلیتیکی می باشد(یوسفی و همکاران، 1389، ص13).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

محمد رضا حافظ نیا و همکاران(1390) در پژوهشی به بررسی چالش های ژئوپلیتیکی همگرایی در جهان اسلام پرداختند. آنها بیان داشتند که جهان اسلام در حال حاضر سرزمینی با ترکیبی متنوّع از نظر ویژگی های انسانی و بسترها و شرائط طبیعی را شامل می‎شود. اگرچه به‎لحاظ اشتراک دینی و منابع انسانی و طبیعی،‏ جهان اسلام دارای قابلیّت‎های فراوانی برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‎ای در عرصه نظام ژئوپلیتیک جهانی است؛ اما به‎دلیل وجود برخی عوامل و زمینه‎های بروز اختلاف و واگرایی از جمله گسیختگی فضای جغرافیایی،‏ تفاوت‎های مذهبی،‏ قومی،‏ اندیشه و نظام سیاسی،‏ عدم استقلال و وابستگی‎های سیاسی و اقتصادی،‏ تعارضات سرزمینی،‏ رقابت داخلی قدرت‎های برتر جهان اسلام،‏ وجود پیمان‎های سیاسی ـ امنیّتی با قدرت‎های بزرگ و بازیگران فرامنطقه‎ای و … متأسفانه تاکنون از این پتانسیل عظیم استفاده شایسته‎ای نشده است. گفتنی است در کنار عوامل واگرایی،‏ عوامل و زمینه‎هایی چون اشتراکات دینی و تمدنی،‏ تجانس و همگونی ساختاری و کار کردی،‏ منافع و نیاز‎های مشترک،‏ احساس تهدید مشترک و … وجود دارند که می‎تواند در جهت وحدت و همگرایی جهان اسلام نقش مؤثّری ایفا کند(حافظ نیا و همکاران، 1390، ص139).
محمد حسینی مقدم و همکاران(1391) در تحقیقی به همگرایی جهان اسلام و آینده تمدن اسلامی پرداخت. آنها بیان داشتند که دستیابی به آینده مطلوب تمدن اسلامی مستلزم استخدام و بکارگیری عوامل مختلف است. از منظر آینده پژوهشی مطالعه عوامل همگرایی و واگرایی کشورهای اسلامی نشانگر آن است که دستیابی به آینده مطلوب لزوم توجه به لایه های مختلف شکل دهنده به آینده تمدن اسلامی را اجتناب ناپذیر می کند. این آینده پژوهشی ناظر بر درنظرگرفتن طیفی از لایه های عینی و ذهنی شکل دهنده به آینده تمدن اسلامی است. لایه هایی که از سطحی ترین تا عمیق ترین ابعاد تمدن اسلامی را دربرمی گیرد. در نتیجه این عمق نگری و توجه به ظرفیتهای نهفته در سپهر ارزشی و معنایی دین مبین اسلامی، زمینه اتصال سرنوشت کشورهای اسلامی به یکدیگر مهیا می شود. اتصال سرنوشت کشورهای اسلامی به یکدیگر، مزیتهای نسبی، فرصتها و افقهای روشنی را به منظور رشد، توسعه و اقتدار هریک از این کشورها و در نتیجه اعتلای تمدن اسلامی را فراهم می کند(حسینی مقدم و همکاران، 1391، ص16).

شهروی(1392) در پژوهشی به بررسی عوامل همگرایی و واگرایی در خلیج فارس پرداخت. او بیان داشت که همگرایی منطقه ای خلیج فارس با ژئوپلیتیک منحصر به فرد ایران و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس محقق می شود. چنانچه همگرایی منطقه ای در خلیج فارس، منطقه را از گرایش به سمت و سوی بحران محافظتظ می کند جمهوری اسلامی ایران نیز با مد نظر قرار دادن این منطقه ژئوپلیتیکی، کماکان در تلاش است منطقه را در مسیر همگرایی رهبری کند. طور کلی طرفداران همگرایی منطقه ای بر این باورند که تجانس های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی و دیگر عوامل همگر کننده این امکان را به وجود می آورد که دولت های یک منطقه از منابع مادی و توانایی های اقتصادی یکدیگر با همکاری مشترک بهره گیری نمایند به این صورت که آنها می توانند کمبود های یکدیگر را از جهات مختلف تامین کرده و مکمل اقدامات سرمایه گذار و تولیدی یکدیگر باشند(شهروی، 1392، ص1).
1-8- تعریف واژگان کلیدی
1-8-1- جهان اسلام
اصولاً عالم اسلام، شامل نقاطی از کره زمین می شود که در آن جا قوانین اسلامی و مقررات شرعی حداقل در بین مردم حضور دارد و جلوه هایی از باورهای قرآنی در فرهنگ، آداب و رسوم، آموزش ها و مناسبات مردم قابل مشاهده است(آگاهی، 1368، ص7).
1-8-2- ژئوپلیتیک
ژئوپلیتیک از زمان وضع آن در یک قرن گذشته از نظر مفهومی و فلسفی دچار شناوری بوده و هنوز بر سر ماهیت آن اتفاق نظر وجود ندارد و هنوز برسر ماهیت آن اتفاق نظر وجود ندارد و دیدگاه های متفاوتی درباره آن ابراز گردیده است. لاکوست و ژیبلن می نویسند: “برداشت های متفاوتی از ژئوپلیتیک ارایه شده است ولی یک تعریف عمومی و از پیش تعیین شده برای ژئوپلیتیک وجود ندارد. لورووتوال معتقدند: ژئوپلیتیک هنوز از لحاظ روش شناسی و مباحث خود به کمال نرسیده است ولی جایگاه خود را در مقام یک روش مطالعه در عرصه بین المللی کسب کرده است.
ژیروید اُتوتایل معتقد است، ژئوپلیتیک در قرن بیستم از تاریخ پرفراز و نشیبی برخوردار بوده و تواسنته است در رساندن معنی ارتباط کلی بین جغرافیا و سیاست موثر باشد. زیرا معنی مفاهیمی چون ژئوپلیتیک تمایل به تغییر و تحول دارند و متاثر از دوره های تاریخی و ساختارهای نظم تاریخی اند که آن ها خود تحول پیدا می کنند. او معتقد است که کیلن و سایر متفکرین امپریالیستی، ژئوپلیتیک را به عنوان بخشی از دانش استعماری غربی فهمیده اند که از روابط بین سیاست و عناصر طبیعی زمین بحث می کند(حافظ نیا، 1390، ص13).
ژئوپلیتیک مجموعه پیچیده نیروهای متخاصم و متعددی است که در سرزمین هایی با ابعاد کوچک، به کشمکش می پردازند. هدف آنان از این کشمکش ها یا اثبات توفق سیاسی خود یا بیرون راندن رقبای سیاسی از صحنه است(عزتی، 1380، ص3).
1-8-3- همگرایی1
برخی از نظریه پردازان همگرایی را به عنوان یک وضعیت خاص سیاسی و عده ای به عنوان فراکسیون جهت تعویض وفاداریها به سطحی بالاتر از سطح ملی تعریف کرده اند. گروهی همگرایی را روندی می دانند که طی آن سیاستهای مختلف بین دو یا چند دولت، در طول زمان با هم هماهنگ می شود و هدف واحدی را دنبال می کند. برخی دیگرا آنرا وضعیتی که در چارچوب آن شکورها به اعمال سیاستهای مشابه با اهداف معین می پردازند می دانند. امّا شاید بشود همگرایی را پروسه ای دانست که در آن تلاش می شود تا عوامل اختلاف زا و زمینه های ناسیونالیستی همچون وفاداری ملی، احساسات ناسیونالیستی، پایبندی به منافع ملی، مرزهای جغرافیایی و حاکمیت مطلق کشورهای یک منطقه کم رنگ شود و به نفع اهداف دسته جمعی و مشترک مورد استفاده قرار گیرد(جانعلی پور، 1388، ص13).
1-8-4- واگرایی2

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

  • 1

پاسخ دهید